تبليغاتX
بیگانه ها
فلسفه
biganegi

 حقیقت مرد، و ما گوسفندان دستمان به خون پیکر او آغشته است.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت   توسط سامان | 
   پاره هايي از نقد نيچه در باره ي شوپنهاور

Nietzscheاشتباهات بزرگ قابل احترام است، زيرا ثمر بخش تر از حقايق انسانهاي كوچك است…

 … اين كه مي گويي حقيقت در سوي " دشوارتر" قرار دارد را تا حدي مي پذيرم.باري ، به سختي مي توان باور كرد كه 2 ضربدر 2، 4نيست؛ آيا اين مسئله، از آن يك حقيقت مي سازد؟ از سوي ديگر، آيا پذيرفتن هر آنچه آدمي با آن پرورش يافته و به تدريج ريشه هاي عميقي در او دوانده، به راستي خيلي دشوار است _ هر آنچه كه در محفل خويشان و بسياري از انسانها خوب حقيت پنداشته مي شود، و از اين گذشته چه چيز است كه به آدمي آسايش و تعالي مي بخشد؟ آيا اين دشوارتر از يافتن مسيرهاي جديد، نبرد با عادت، تجربه ي نا امني استقلال و نوسان مرتب احساسات و حتي وجدان آدمي است كه اغلب بون هيچ تسلي خاطري روي مي دهد، اما همواره با هدف جاودان رسيدن به حقيقت، زيبايي و خوبي؟ آيا به راستي سرنوشت ساز است كه ما به آن ديدگاه نسبت به پروردگار، جهان و آشتي برسيم كه بالاترين احساس آسايش را به ما بخشد؟ آيا نتيجه ي كاوش هايش بيشتر چيزي كاملا بي تفاوت نسبت به پرسشگر نيست؟ آيا ما به راستي به دنبال آسايش، صلح و لذت در كاوش هاي خويش هستيم؟

نه، فقط حقيقت _ حتي اگر نفرت انگيزترين و زشت ترين باشد.

و آخرين پرسش : اگر از كودكي به راه نجات و رستگاري كسي جز ميسح _ براي مثال محمد_ باور مي آورديم، آيا بازهم همان نعمات و بركات را تجربه مي كرديم؟ … براي اثبات حقيقت عيني، ايمان كمترين پشتوانه است. در اينجا راه انسان ها از هم جدا مي شود:

اگر مي خواهي براي رسيدن به آسايش جان و لذت بكوشي، در اين صورت باور بياور؛ اگر مي خواهي  بنده ي حقيقت باشي، در اين صورت پرسش گر باش…

 نامه به خواهر

بن (سال 1865)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/01ساعت   توسط سامان |