تبليغاتX
بیگانه ها
فلسفه
     biganeha

 

   بیدار شو...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت   توسط سامان | 
 

 

آييين ماني (قسمت دوم و پایانی)

mitraism.blogfa 

آيين ماني كه بر پيكار جهاني و ابدي نور  و ظلمت تكيه داشت و "آيين فروغ" ناميده مي شد با مرگ او متوقف نشد، بلكه گسترشي چنان فراگير يافت كه از جانب خاوري همه آسياي ميانه را تا چين فرا گرفت و  داخل پادشاهي پهناور چين تا كانتون در جنوبي ترين بخش كشور راه يافت، و حتي در سرزمين اويغور مذهب رسمي اين پادشاهي اعلام شد، و به موازات آن از جانب باختري به سراسر امپراتوري روم و افريقاي شمالي تا اسپانياي مسيحي گسترش يافت. ولي اين بار، بر خلاف آئين ايراني ميترا كه در اين امپراتوري با نظر موافق پذيرفته شده بود، آيين ماني به دليل آن كه از ايران ساساني حريف نيرومند امپراتوري رم سرچشمه گرفته بود و به عكس ميترائيسم توسط خود روميان به امپراتوري راه نيافته بود مورد مخالفت شديد امپرا توران رومي قرار گرفت و سركوبگري بيرحمانه اي نسبت به مانويان آغاز شد كه حتي بعد از سقوط امپراتور رم در افريقاي بيزانس و اسپانياي ويزيگت و اروپاي مسيحي و جهان اسلامي ادامه يافت، چنان كه نخستين حكم سوزانده شدن زنده زنده در آتش كه بعد ها به دست ديوان تفتيش عقايد ( انكيزيسيون) در همه جهان مسيحي رايج شد در اسپانيا در مورد پريسيليانوس روحاني عيسوي متهم به داشتن تمايلات مانوي به اجرا در آمد، و اندكي بعد از آن در خلافت اسلامي نيز دسته دسته مخالفان مانويت را به عنوان زنديق ( عنواني كه اعراب به مانويان داده بودند) در آتش سوزاندند. با اين همه، چند قرن بعد، هنگاميكه كليساي مسيحي مانويت را پايان يافته مي پنداشت، جنبش هاي مذهبي و فلسفي بوگوميل و كاتار كه " نو مانوي" نام گرفتند، از بالكان و ايتاليا و جنوب فرانسه سر بر آوردند و چند قرن پياپي مبارزه اي چنان سرسختانه را با كليساي كاتوليك سازمان دادند كه پاپ اينوسنت سوم اساسا يكي از جنگهاي صليبي را به جاي پيكار با مسلمانان به پيكار با مانويان جنوب فرانسه اختصاص داد، و در اين راه با كمك فئودال ها و دستگاه سلطنتي فرانسه چنان بيرحمانه عمل كرد كه يك از مورخان دوران حاضر او را پيش كسوت آدلف هيتلر خوانده است. ( سي،ان،پاركينسون در كتاب شرق و غرب)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت   توسط سامان | 

 

                    آييين ماني

manavi.biganeha

پس از آئين هاي ايراني مزدا( زرتشتي) و ميترائيسم ( مهر ) ، آييين ماني سومين آئين جهاني بود كه ايران به دنياي كهن ارمغان داد. اين آئين كه از نظر محتواي خود عميق ترين همه اديان باستاني است، و در آن نقش سنتي فرهنگ ايراني در تركيب انديشه ها و فرهنگها بيش از هر جاي ديگر جلوه مي كند، آميخته اي است از سه انديشه زرتشتي و بودائي و مسيحي كه با انديشه هاي ايراني ماني تركيب شده است، و همين در آميختگي موفق بود كه گسترش بي سابقه اين آئين را، ظرف مدتي كوتاه، به سرزمينهاي پهناوري از چين گرفته تا اسپانيا بدنبال آورد، و پايداري آنرا، عليرغم سركوب گري ها و دشمني هايي كه از نظر شدت خشونت در هيچ آئين ديگري در تاريخ جهان نظير ندارد، باعث شد. به نوشته ي هانري شارل پوئش محقق سرشناس فرانسوي در دايره المعارف يو نيورساليس، گسترش آئين ماني چه از نظر زماني و چه از نظر مكاني از شگفتي هاي تاريخ است، زيرا اين آئين، با اينكه كمترين نيروي نظامي يا سياسي را پشتوانه خود نداشت و با اينكه درست بالعكس همه ي قدرتهاي موجود چه در خود ايران و چه در امصراتوري روم و امپراتوري اسلام و اروپاي عصر مسيحيت به دشمني در حد اعلي سركوبگرانه اي با آن برخاستند، هزار و دويست سال ، از قرن سوم تا قرن پانزدهم ميلادي در سرزمينها و جوامع مختلفي از اقيانوس اطلس گرفته تا كرانه هاي خاوري اقيانوس كبير به صورت نيرويي پويا و ريشه دار به تحرك خود ادامه داد، و حتي امروز نيز بازتاب هاي آن را در زمينه هاي گوناگوني از تمدن بشري، چه در مشرق و چه در غرب مي توان يافت.

آئين مانوي در سده سوم مسيحي، چهار قرن پيش از ظهور اسلام در ايران ساساني توسط ماني ( كه بيروني و اين النديم او را يكي از نوادگان پادشاهان اشكاني دانسته اند) بنيان گذاري شد. بر اساس معتقدات مانوي، در نوروز سال 242 ميلادي فروغي كه به اعتقاد ماني در هنگام تولد مادي هر انساني از قالب زميني او جدا مي شود تا پس از مرگ او دوباره به وي بپيوندد، به صورت فرشته اي بدو خبر داد كه وي براي ابلاغ پيام آئيني نو برگزيده شده است. وي فعاليت مذهبي خود را كه 23 سال ادامه يافت با سفرهاي ممتد به هند و سوريه و مصر و به خصوص در داخل ايران آغاز كرد كه مراحل نخست با نظر مساعد دربار ساساني همراه بود، ولي بعدا با مخالفت شديد موبدان زرتشتي مواجه شد و با كارشكني هاي آنان ماني به زندان افتاد و سر انجام كشته شد و كالبدش را به دار آويختند.

ولي آيين ماني كه بر پيكار جهاني و ابدي نور  و ظلمت تكيه داشت و "آيين فروغ" ناميده مي شد با مرگ او متوقف نشد، بلكه ...

ادامه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/08ساعت   توسط سامان |